
Bluey
Bluey داستان بازیهای خیالی بلویی، بینگو و خانوادهشان است. هر قسمت یک موقعیت کوتاه خانوادگی یا دوستانه را به بازی تبدیل میکند. اینجا قسمتهای فصل اول را جداگانه انتخاب کنید و ایدهٔ بازی را پس از تماشا با کودک ادامه دهید.
پیشنهاد ۴ تا ۷ سال برای همراهی زبانی و بازی پس از تماشا است، نه ردهبندی رسمی سنی. موقعیتهای خانوادگی و بازیهای نمایشی برای این گروه قابل لمساند؛ والد باید تناسب هر قسمت را با کودک خودش بررسی کند.
سطح «مقدماتی» یک پیشنهاد تحریریه است. تصویر و کنش به فهم کلی داستان کمک میکنند، اما گفتوگوهای طبیعی و شوخیها ممکن است برای زبانآموز تازهکار سریع باشند. روی یک یا دو عبارت کاربردی و اجرای بازی تمرکز کنید، نه فهم همهٔ دیالوگها.
فصلها و قسمتها
هر قسمت یک صفحهٔ مستقل، پلیر و تمرین مخصوص خودش دارد.
فصل 1
The Magic Xylophone
بلویی و بینگو با زیلوفون جادویی بازی میکنند؛ هر بار که مینوازند، بابا در جای خود «یخ میزند». اختلاف بر سر نوبتِ بازی پیش میآید و دو خواهر باید راهی برای همکاری پیدا کنند.
Hospital
بلویی نقش پزشک و بینگو نقش پرستار را بازی میکنند. وقتی عکسِ شکم بابا چیز عجیبی نشان میدهد، بیمارستان خیالی آنها برای پیدا کردن مشکل دستبهکار میشود.
Keepy Uppy
بلویی، بینگو و مامان تلاش میکنند آخرین بادکنکشان را در هوا نگه دارند و نگذارند به زمین برسد. با پیوستن بابا، بازی سختتر و پرهیجانتر میشود.
Daddy Robot
بلویی و بینگو نمیخواهند اتاق بازی را مرتب کنند و از «بابا ربات» میخواهند این کار را انجام دهد. دستورهای بیشازحدِ بلویی بازی را بههم میریزد.
Shadowlands
بلویی، کوکو و اسنیکرز بازیِ حرکتکردن فقط روی سایهها را انجام میدهند. کوکو میخواهد قانون بازی را آسان کند، اما بلویی نشان میدهد پایبندی به قانون هم میتواند بازی را جذابتر کند.
The Weekend
بلویی و بینگو در باغ با بابا بازی میکنند. بینگو حشرهای شبیه برگ متحرک پیدا میکند، اما بابا آنقدر درگیر بازی است که لحظهٔ کشف او را از دست میدهد.
BBQ
در بازیِ باربیکیو خانوادگی، بینگو باید برای سالادِ خیالیِ فامیل مواد رنگارنگ پیدا کند. او میان کارهای پشتسرهم دنبال فرصتی برای نشستن و استراحت است.
Fruitbat
بلویی دلش نمیخواهد بخوابد و آرزو میکند مثل خفاشهای میوهخوار شبزندهدار باشد. او در رؤیا خود را در حال پرواز در آسمان شب میبیند.
Horsey Ride
وقتی مامان و خاله تریکسی بیروناند، بلویی، بینگو و مافین از بابا و عمو استرایپ میخواهند در بازیِ اسبسواری خیالی نقش اسب را بازی کنند.
Hotel
بلویی و بینگو هتلی خیالی راه میاندازند و بابا مهمان آنها میشود. وقتی بلویی میخواهد همهٔ بازی طبق خواستهٔ خودش پیش برود، همکاری با بینگو سخت میشود.

